محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

239

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ستعقبون منّي جثّة خلاء : ساكنة بعد حراك ، و صامتة بعد نطق ليعظكم هدوّي ، و خفوت إطراقي ، و سكون أطرافي ، فإنّه أوعظ للمعتبرين من المنطق البليغ و القول المسموع ) اجسام تا هنگامى زنده‌اند كه روح در آنها هست و چون روح از آنها درآيد ، جسدى بدون حركت و احساس مىشوند . يكى از فرماندهان اسكندر ، به هنگام نظر به جسدش گفت : اين جسد بىحركت ما را به حركت در مىآورد . « 1 » هركس از غير خود اندرز نگيرد از جاهلان و هلاك‌شدگان است . ( و داعي لكم وداع امرى مرصد للتّلاقي ) در انتظار حسابرسى و پاداش خداوند هستم . در كتاب احياى علوم دين غزالى آمده است : « ناله پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله ، به هنگام جان كندن شنيده مىشد و رنگ چهره‌اش دگرگون شد و عرق بر پيشانىاش نشست و اعضاى بدنش به لرزش و حركت درآمد . » « 2 » ( غدا ترون أيّامي ، و يكشف لكم عن سرائري ، و تعرفونني بعد خلوّ مكاني و قيام غيري مقامي ) پس از رفتن من جايگاهم را خواهيد شناخت و افرادى غير از مرا تجربه خواهيد كرد و ارزش هرچيزى با شناخت ضد آن روشن مىشود . « 3 » حقيقت دشمنان و كينه‌توزان نسبت به امام عليه السّلام هنگامى آشكار شد كه آن حضرت به نزد خدا رفت و نيز ياران امام عليه السّلام به هنگام حكومت ستمكاران و اشرار بر ايشان به جايگاه و بزرگى امام عليه السّلام پى بردند .

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 1 / 104 و : 9 / 123 . ( 2 ) . احياء علوم الدين : 3 / 154 ؛ المنتظم ، ابن جوزى : 9 / 169 . ( 3 ) . اين تعبير ترجمه مثلى عربى است : « الأشياء تعرف بأضدادها » نك : الإرشاد : 1 / 15 ؛ مناقب ، ابن شهرآشوب : 3 / 311 .